قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

خطای راهبردی مسئولان؛ از غفلت بزرگی که دچارش می شوند/ ایران فردا و تصمیم امروز 

هرچه بر ایران عزیز بگذرد و هر اتفاقی برای آن بیفتد، این را مطمئن هستیم که فرداهای ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ و پس از آن، خواهند رسید و دوباره کسانی خواهند بود که شاخص‌های ذکرشده در بخش ابتدایی این نوشته را با مقادیر سال ۱۴۰۵ مقایسه کنند. آیا مهم است که ابعاد تفاوت‌ها و نسبت‌ها چقدر باشند. نگارنده بر این باور است که حتما مهم است. نه اهمیت تنها انسانی، بلکه اهمیت برآمده از شکسته شدن سقف تاب‌آوری جامعه آن هم به‌صورت غافلگیرانه....تاریخ نشان داده است که در مقاطعی مهم، زمان حال، سیاستمداران را فریب داده و به آنها اطمینان داده که فردا، ادامه خطی دیروز خواهد بود و لازم نیست نگران باشند. غافل از اینکه این فریب، گویی یک بازیگوشی پرهزینه تاریخ برای گریز از یکنواختی خسته‌کننده برای آن است. ایران فردا، با دلهره و اضطراب، به انگشتانی از ایران امروز چشم دوخته تا ببیند کدام فردا را نشانه گرفته است. 
 خطای راهبردی مسئولان؛ از غفلت بزرگی که دچارش می شوند/ ایران فردا و تصمیم امروز 

 گروه اندیشه: دکتر مسعود نیلی در مقاله ای در روزنامه دنیای اقتصاد، به یکی از مهمترین مسایل ایران امروز یعنی یک «خطای راهبردی» پرداخته است. خطای راهبردی و غفلتی که بر اساس آن مسئولان، عددها را نه نماینده زندگی روزمره که تنها اعدادی بدون ارتباط با جامعه ایران می بینند: «خطای راهبردی آنست که این شاخص‌ها را تنها عدد تلقی کنیم و فراموش کنیم که آنها اصلا عدد نیستند، بلکه زندگی‌اند. زندگی آنانی که امروز بیمارند که یا می‌توانند به دارو و درمان دسترسی پیدا کنند و علاج شوند یا حیاتشان به تقدیری که خودمان رقم زده‌ایم، احاله می‌شود. زندگی جوانانی که می‌توانند شغل پیدا کنند و زندگی‌های دیگری را بیافرینند یا به ورطه‌های ناامیدی، اعتیاد و جرم و جنایت سوق داده شوند.» این مقاله را در ادامه می خوانید:

**** 

 امروز وقتی از ارتفاع داده‌های بهار۱۴۰۵ به گذشته‌های دور و میان‌مدت ایران نگاه می‌کنیم، درست برعکس نگاه چشمی، تصویر را روشن‌تر می‌بینیم و هرچه به نزدیک‌تر می‌رسیم، آن را کدرتر می‌یابیم. در میان این تیرگی‌ها و روشنی‌ها، سال‌هایی با چرخش‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز بوده‌اند. به این معنی که در آن سال‌ها، یک تغییر جدی در مسیر حرکت اتفاق افتاده و به اصطلاح، مقصد عوض شده است.

بدون اینکه گذشته‌های خیلی دور را مورد واکاوی قرار دهیم، در همین بازه‌های اخیر، سال ۱۳۹۷ به‌عنوان یک سال کاملا متمایز و یکی از این نقاط چرخش، به راحتی قابل شناسایی است. شکی نیست که زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مردم ایران از سال۱۳۹۷ به بعد نه تنها در مجموع، دستخوش تغییراتی بزرگ شده، بلکه ابعاد این تغییرات هم در هریک از این مولفه‌ها، با گذشت زمان، افزایش یافته است. به نظر من عدم توجه به ابعاد این تغییرات و اثرات روحی روانی و پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن و راندن در مسیر قبلی بدون توجه به چرخش‌های اساسی داده شده در آن، همه سرنشینان را دچار فاجعه خواهد کرد. در ادامه به تعدادی از شاخص‌های مهم مرتبط با این فرضیه که سال‌های ۱۳۹۷ به بعد به‌صورت بنیادی دوره‌ای متفاوت بوده اشاره می‌کنم:

۱. نرخ ارز از ابتدای سال۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰برابر شده است. این در حالی‌ است که در بازه‌های زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴برابر می‌شده است. ضمن اینکه این ۵۰برابر شدن در مسیری هموار اتفاق نیفتاده و به‌صورت ۷بحران بزرگ ارزی، مانند زلزله‌های شدید، اقتصاد ایران را لرزانده و خرابی‌هایی بزرگ به‌ جا گذاشته است.

۲. سطح عمومی قیمت‌ها در همین فاصله، کمی بیش از ۱۹برابر شده، درحالی‌که در فاصله‌های مشابه قبلی، حدودا ۳.۵ تا ۳.۸برابر می‌شده است. در مورد خوراکی‌ها، افزایش در فاصله سال‌های ۱۳۹۷ تاکنون، در مقیاس بیش از ۳۴برابر است. درحالی‌که در بازه‌های مشابه قبلی، این نسبت، حدودا ۴برابر بوده است.

۳. تولید ناخالص داخلی که معمولا در بازه‌های حدودا ۸ساله حدودا ۱.۵برابر می‌شده، از سال۱۳۹۷ تاکنون رشد بسیار اندکی داشته و درآمد خالص ملی سرانه در همین فاصله، تقریبا ۱۲ درصد کاهش یافته است.

۴. در فاصله ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳، تقریبا ۱۶‌میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده و البته برآوردی از تحولات پس از آن، هنوز اعلام نشده است. این رقم، هیچ مشابه قبلی ندارد.

۵. از نظر اشتغال، درحالی‌که از سال۱۳۹۸، حدود ۵‌میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، میزان خالص اشتغال، تنها ۴۰۰هزار نفر افزوده شده و به این ترتیب طی ۷سال، هر سال، به‌طور متوسط، بیش از ۷۰۰هزار نفر به جمعیت در سن کار افزوده شده، اما سالانه تنها ۵۷هزار شغل جدید اضافه شده است. همین باعث شده است که جمعیت غیرفعال به اعداد غیرمتعارف در بازه ۳۹.۵ تا ۴۰‌میلیون نفر در فصول اخیر برسد. یعنی از کل جمعیت حدود ۶۶.۵‌میلیون نفر در سن کار، حدود ۴۰‌میلیون نفر وارد بازار کار نمی‌شوند و حدود ۲.۵‌میلیون نفر هم بیکارند. بنابراین از تمام جمعیت در سن کار ۶۶.۵‌میلیون نفری، تقریبا ۴۲ تا ۴۲.۵‌میلیون نفر، هیچ نقشی در ایجاد درآمد ندارند و تنها حدود ۲۴ تا ۲۴.۵‌میلیون نفر کار می‌کنند که شامل کارهای پاره‌وقت هم می‌شود. نکته بسیار مهم این است که بخش غالب جمعیت غیرفعال و بیکار را جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹سال تشکیل می‌دهند.

۶. داستان اشتغال زنان، داستانی خاص و مهم و درخور توجه مستقل است. اما به همین مقدار بسنده می‌کنم که در فاصله زمانی ذکرشده، به جمعیت زنان در سن کار، ۲.۶‌میلیون نفر افزوده شده اما نه تنها به اشتغال زنان افزوده نشده، بلکه در فاصله سال‌های ۱۳۹۸ تاکنون، ۷۰۰هزار شغل هم کاهش داشته است. بنابراین می‌توان انتظار داشت که در شرایط موجود، جوانان در بازه سنی ۲۰ تا ۲۹سال و زنان در کل و به‌ویژه زنان تحصیل‌کرده، در شرایطی کاملا آسیب‌پذیر و بلکه خطرناک به‌سر ببرند.

۷. آمارهای اعلام‌شده از بازار کار بهار ۱۴۰۵، نکته مهم دیگری را نیز مشخصا در مورد اشتغال صنعتی گوشزد می‌کند. آن نکته اینست که در بازه بهار ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۵، طی ۲۱سال، حدود یک‌میلیون و ۶۵۰هزار نفر به خالص اشتغال صنعت اضافه شده به این معنی که تقریبا کمتر از ۸۰هزار نفر سالانه به تعداد شاغلان صنعت افزوده شده است. اما با کمال تاسف مشاهده می‌کنیم که تنها ظرف یک‌سال از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، حدود ۶۳۰هزار نفر از شاغلان صنعت کاسته شده است.

یعنی اشتغال ذره ذره افزوده شده طی ۸سال، تنها در یک‌سال بر باد رفته است. بیان این نکته مفید است که اساسا، از سال۱۳۸۴ که آمارهای فصلی بازار کار ایران، تهیه شده و انتشار پیدا می‌کند، اقتصاد ایران، به جز سال ۱۳۹۹ که مصادف با کروناست، هیچ سال دیگری را که اشتغال در مقیاسی قابل‌توجه، مثلا بیش از ۲۰۰ هزار نفر، کاهش داشته باشد، تجربه نکرده است. کاهش اشتغال غیر کرونایی در این مقیاس، مختص سال۱۴۰۵ است.

اشاره به این نکته هم ضروری است که اشتغال وقتی از دست می‌رود، خیلی سخت بازمی‌گردد. به‌عنوان مثال، درحالی‌که نقطه اوج اشتغال کل در سال۱۳۹۸ برابر ۲۴.۳‌میلیون نفر بود، با وقوع کرونا، حدود ۱.۱‌میلیون نفر در یک‌سال ۱۳۹۹ از تعداد شاغلان کاسته شد. بازگشت به اشتغال قبل از کرونا یعنی ۱۳۹۸، تا ۱۴۰۲ طول کشید. لذا کرونا، جدای از آثار مصیبت‌باری که از نظر مرگ و میر هموطنانمان ازخود به‌جا گذاشت، آثار بازار کار آن هم ماندگار شد؛ چراکه در واقع، بیش از ۳‌میلیون نفری که طی ۴سال به جمعیت در سن کار اضافه شدند، نتوانستند شغلی پیدا کنند و اشتغال کشور عملا از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ به‌طور متوسط، ثابت باقی ماند.

آنچه ذکر شد، فقط قسمتی از بخش اقتصادی داستان غم‌انگیز زندگی ایرانیان، طی سال‌های ۱۳۹۷ به بعد بود. اما همه می‌دانیم که سال‌های ۱۳۹۷ به بعد، علاوه بر اقتصاد، بیشترین چگالی را هم از نظر حوادث و مصیبت‌ها و عزاها و شیون‌ها در ابعاد دیگر داشته است.

آبان ۱۳۹۸، مصیبت بنزین و حوادث مرتبط با آن، دی ۱۳۹۸، شهادت سردار سلیمانی و متعاقب آن، حادثه هواپیمای اوکراینی، ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، همه‌گیری کرونا و از دست رفتن عزیزان و زندگی سختی را که ایجاد کرد، ۱۴۰۱، اعتراضات معروف به جنبش شادروان مهسا و مصیبت‌هایی که درپی داشت و غم‌هایی که به یادگار گذاشت، جنگ ۱۲روزه در خرداد۱۴۰۴، حوادث غم‌بار دی۱۴۰۴ که بی‌نیاز از هرگونه توضیحی است و پس از آن، مصیبت‌های یکی پس از دیگری با شروع مرحله دوم جنگ، همگی وقایع خونینی بوده‌اند که فارغ از هرگونه تحلیلی که از نظر جبهه‌بندی‌های سیاسی داشته باشیم، روح و روان جامعه ایران را عمیقا تحت‌تاثیر قرار داده‌اند.

این چگالی بالا از تحولات اجتماعی و سیاسی و این میزان از تغییرات اقتصادی را باید کاملا جدی گرفت. هرگونه اشتباه در دادن وزن متناسب به یک یک این اتفاقات، به‌لحاظ درجه اهمیت آنها در فرسایش اجتماعی جامعه امروز ایران، می‌تواند غافلگیری‌هایی فاجعه‌آفرین را رقم بزند. تجربه این غافلگیری‌ها در دیگر کشورها و طی سال‌های گذشته، به‌خصوص از این بابت که بسیاری از آنها، خود را مستثنی تلقی می‌کردند، بسیار آموزنده است. وقتی سال۱۳۹۷ شروع شد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که وارد دوره‌ای با این همه مصیبت و سختی و ناامنی و تخریب و اضطراب شده باشیم.

اما هرچه بوده، امروز در زمانی به فاصله بیش از ۷سال از آن شروع غم‌بار قرار گرفته‌ایم و لازم است از خود بپرسیم که از این دوران پرحادثه چه آموخته‌ایم. در سال‌های آینده، زندگی ایرانیان طی دهه‌های اخیر، نکات درس آموز بسیاری را نه تنها برای جامعه ایران، بلکه برای جهانیان خواهد داشت. اما بدون هیچ‌گونه تردیدی، سال‌های ۱۳۹۷ به بعد، به‌عنوان دوره‌ای بسیار بسیار متمایز، درس‌آموزی‌های خاصی خواهد داشت. بگذاریم پیش از آنکه آیندگان و دیگران، از ما بیاموزند، خودمان، چابک منشانه، از خودمان بیاموزیم.

هرچه در شروع ۱۳۹۷، بی‌اطلاع از حتی گزینه‌های پیش روی کشور تا ۱۴۰۵ بودیم، امروز می‌توانیم ادعا کنیم که با درجه دقت بالایی، به اندازه‌ای که برای تصمیم‌گیری‌های کلان و اساسی نیاز است، از گزینه‌های پیش روی ایران، برای بازه‌های حتی ۲ تا ۳سال آینده آگاه هستیم. شاید هیچ زمانی نمی توانستیم با این درجه از دقت، پیش‌بینی کنیم که همین سال‌های نزدیک آینده مثلا تا ۱۴۰۸-۱۴۰۷، ایران، «به‌طور بنیادی» متفاوت از ۱۴۰۵ خواهد شد. هر تصمیمی امسال بگیریم(شامل بی‌تصمیمی و گذران زمان)، یکی از این سرنوشت‌های متفاوت بنیادی را برایمان رقم خواهد زد.

سرنوشت ایران فردا، بدون تردید توسط یکی از دو رویکردی که امروز با هم در تقابل هستند، ساخته خواهد شد. یک رویکرد، حکمرانی را عرصه جنگاوری می‌داند و رسالت اصلی حکومت را مبارزه بی‌امان با قدرت‌های سیاسی جهان می‌داند و معتقد است، دقیقا هم‌اینک، زمان تاختن و جلو رفتن و پنجه در پنجه انداختن با آنها است.

این نگاه، بسنده کردن به دستاوردهای ارزشمند موجود در رسیدن به یک تفاهم‌نامه قابل دفاع برای جامعه حال و آینده کشور را تله دشمن برای متوقف کردن رزمندگان در مرحله‌ای می‌داند که از نظر آنها، چیزی تا پیروزی کامل نمانده است. این نگاه البته از یک تحلیل پشتیبان هم بهره می‌برد و آن هم این است که حتی اگر به پیروزی هم نرسیم، به تکلیفمان عمل کرده‌ایم.

نگاه دیگر، حکمرانی را عرصه فراهم‌آوری آرامش و صلح و ثبات و رفاه در سایه عزت و استقلال کشور می‌بیند. پشتیبانان این نگاه، همچنین، تجاوز بیگانه را برنمی‌تابند و معتقدند سرنوشت ایران، تنها به‌دست خود ایرانیان باید رقم زده شود. این رویکرد، تورم، بیکاری، فقر، اعتیاد، جرم و جنایت، طلاق، بی‌ثباتی اقتصاد کلان و موارد مشابه از نوع آمارهایی را که در ابتدای این نوشته ارائه شد، جدای از تصمیمات حوزه نظامی نمی‌بیند و معتقد است قید محدودیت منابع، ارتباط اجتناب‌ناپذیر میان این مولفه‌ها را برقرار کرده و اقتضائات خود را تحمیل خواهد کرد. این دو رویکرد، در اینکه هنگام تجاوز به کشور باید عزتمندانه از ایران دفاع کرد، مشترک بودند و باعث شدند که ایران با قامتی افراشته با همه مشکلات و سختی‌ها و ضعف‌هایی که داشت، پایداری کند. اما از این پس، خواه‌ناخواه، فقط یکی از این دو رویکرد می‌تواند بر سرنوشت ایران سایه بیندازد و آینده آن را رقم بزند.

هرچه بر ایران عزیز بگذرد و هر اتفاقی برای آن بیفتد، این را مطمئن هستیم که فرداهای ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ و پس از آن، خواهند رسید و دوباره کسانی خواهند بود که شاخص‌های ذکرشده در بخش ابتدایی این نوشته را با مقادیر سال ۱۴۰۵ مقایسه کنند. آیا مهم است که ابعاد تفاوت‌ها و نسبت‌ها چقدر باشند. نگارنده بر این باور است که حتما مهم است. نه اهمیت تنها انسانی، بلکه اهمیت برآمده از شکسته شدن سقف تاب‌آوری جامعه آن هم به‌صورت غافلگیرانه.

خطای راهبردی آنست که این شاخص‌ها را تنها عدد تلقی کنیم و فراموش کنیم که آنها اصلا عدد نیستند، بلکه زندگی‌اند. زندگی آنانی که امروز بیمارند که یا می‌توانند به دارو و درمان دسترسی پیدا کنند و علاج شوند یا حیاتشان به تقدیری که خودمان رقم زده‌ایم، احاله می‌شود. زندگی جوانانی که می‌توانند شغل پیدا کنند و زندگی‌های دیگری را بیافرینند یا به ورطه‌های ناامیدی، اعتیاد و جرم و جنایت سوق داده شوند.

تاریخ نشان داده است که در مقاطعی مهم، زمان حال، سیاستمداران را فریب داده و به آنها اطمینان داده که فردا، ادامه خطی دیروز خواهد بود و لازم نیست نگران باشند. غافل از اینکه این فریب، گویی یک بازیگوشی پرهزینه تاریخ برای گریز از یکنواختی خسته‌کننده برای آن است. ایران فردا، با دلهره و اضطراب، به انگشتانی از ایران امروز چشم دوخته تا ببیند کدام فردا را نشانه گرفته است. 

۲۱۶۲۱۶ کد مطلب 2258781



۲۰ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

روایت‌های شما از دلایل تجرد/چرا ازدواج نمی‌کنیم؟

 پیام های صوتی خود را به آیدی زیر ارسال کنید

@Ertebat_baforii

@Alo_fori

 


۴۲ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

جنجال جدید حجت عبدالملکی؛ بازی با ریاضی یا فرار از کارنامه‌ای که سفره‌ها را کوچک کرد؟/ تئوری‌های شاذ دولتمرد سیزدهم کی تمام می‌شود؟

اقتصاد۲۴- مردی که روزگاری مدعی بود با یک میلیون تومان می‌توان کارآفرینی کرد و با کوچک کردن درب پارکینگ منازل می‌توان خودروسازی غرب را زمین‌گیر ساخت، بار دیگر به صحنه برگشته تا یکی از شاذترین گزاره‌های تاریخ اقتصاد معاصر ایران را صادر کند.

حجت‌الله عبدالملکی، وزیر ناکارآمد دولت سیزدهم، در تازه‌ترین اظهارنظر جنجالی خود، جنگ، محاصره اقتصادی و شوک‌های ارزی ناشی از تنش‌های اخیر را از دادگاه گرانی‌ها تبرئه کرده و با قاطعیتی شگفت‌انگیز مدعی شده که این فاکتور‌ها «حتی یک درصد» هم در تورم و تنگ‌تر شدن دست مردم نقش نداشته‌اند. این ادعای حیرت‌انگیز نه یک تحلیل کارشناسی با سنجه‌های اقتصادی، بلکه یک مانور سیاسی ناشیانه برای پاک کردن ردپای تفکری است که خود، از معماران اصلی سیاهی این روزگار اقتصادی و سقوط قدرت خرید جامعه بوده است.

وقتی یک مدیر سابق که کارنامه‌اش لبریز از تصمیمات هزینه‌ساز و شعار‌های بی‌پشتوانه است، چشم بر بدیهیات ملموس بازار می‌بندد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلاف‌نظر علمی نیست؛ بلکه توهین آشکار به شعور عمومی و سفره‌هایی است که تحت مدیریت همین نگاه، روزبه‌روز کوچک‌تر و خالی‌تر شدند. انکار خط آتش در بازار ارز و کالا

ادعای «صفر درصدی» عبدالملکی درباره بی‌اثری تنش‌های نظامی و محاصره اقتصادی، در واقع سوءاستفاده از آمار و پاک کردن خشن‌ترین واقعیت‌های میدانی است. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که مسئولان ارشد اجرایی و سیاست‌گذاران پولی کشور، خلاف این رویاپردازی‌های سیاسی، ابعاد هولناک شوک‌های بیرونی را بار‌ها به مردم گزارش داده‌اند. شخص رئیس‌جمهور صراحتاً تاکید کرده که هیچ ناظر منصفی نمی‌تواند آثار تخریبی جنگ، تحریم‌های فلج‌کننده و محاصره تجاری را از تحلیل تورم جدا کند.

عبدالناصر همتی نیز در مقام مدیریت ارشد بانک مرکزی، پرده از افت شدید مبادلات ارزی، انسداد مسیر‌های تجاری، جهش چندبرابری هزینه‌های ترانزیت کالا و شکل‌گیری انتظارات سنگین تورمی برداشته است. وقتی مسیر‌های بین‌المللی توزیع کالا ناامن می‌شوند، هزینه تامین مواد اولیه جهش یافته و درآمد ارزی کشور تحت شعاع اختلال در صادرات نفت قرار می‌گیرد، صادر کردن حکم تبرئه برای عوامل خارجی، رسماً چشم‌بستن بر آتش‌سوزی در بازار است. چگونه می‌توان جهش قیمت کالا‌های اساسی و فشار بر بازار ارز را دید و باز هم ادعا کرد که شوک‌های جنگی حتی یک درصد هم بر این بازار اثر نداشته‌اند؟ این نوع ریاضیات سفارشی، تنها از اتاق فکر جریان‌هایی بیرون می‌آید که نان خود را در کتمان واقعیت می‌جویند. رژه تئوری‌های شاذ؛ از رویای شغل یک‌ میلیونی تا ماجرای لامبورگینی!

برای آن‌که بفهمیم ادعای جدید عبدالملکی از چه جنس است، باید به عقب بازگشت و پازل فکری این چهره حاشیه‌ساز را دوباره مرور کرد. جامعه ایران پیش از این نیز بار‌ها تاوان تئوری‌های آزمایشگاهی و مضحک او را پرداخته است. سال‌ها پیش، زمانی که هزینه‌های ایجاد یک شغل پایدار در کشور سر به فلک می‌زد، او با ادبیاتی قاطع مدعی شد که با یک میلیون تومان می‌توان شغل ایجاد کرد؛ ادعایی که پایش حتی به رسانه ملی باز شد و تا مدت‌ها سوژه طنز فعالان اقتصادی بود، اما او با سرسختی بر آن پافشاری کرد.

سخن از فردی است که در تحلیلی جنجالی، علت موفقیت صنعت خودروسازی در کره جنوبی را به کوچک بودن درب پارکینگ منازل کره‌ای‌ها ربط داد تا نشان دهد مردم آن کشور مجبور به خرید خودروی کوچک داخلی شده‌اند! تولید «لامبورگینی ایرانی» در کارگاه‌های خانگی توسط چند جوان و ارائه تعاریف عجیب از فضای کسب‌وکار‌های بین‌المللی، بخش‌های دیگری از شاهکار‌های فکری کسی است که بعدتر کلید یکی از حیاتی‌ترین و اجتماعی‌ترین وزارت‌خانه‌های کشور، یعنی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به او سپرده شد. کارنامه زرد در مسند قدرت

تراژدی واقعی، اما زمانی رقم خورد که این ایده‌های شاذ از فضای مجازی و برنامه‌های تلویزیونی به صحنه واقعی مدیریت اجرایی کشور تزریق شد. عبدالملکی بر صندلی وزارتی نشست که با معیشت میلیون‌ها بازنشسته، کارگر و اقشار آسیب‌پذیر گره خورده بود. خروجی آن نگاه شعاری و بی‌ارتباط با واقعیت‌های ساختاری، در زمان تصدی او خیلی زود آشکار شد. اتخاذ تصمیمات هیجانی در حوزه صندوق‌های بازنشستگی، اختلال شدید در روابط کارگری و برهم زدن توازن مالی بخش کارگری، به نارضایتی‌های گسترده و تجمعات بی‌سابقه اعتراضی منجر شد.

بیشتر بخوانید: تورم از کجا می‌آید؟ پشت‌پرده گرانی‌های بی‌پایان در اقتصاد ایران

ناتوانی عبدالملکی در اداره امور واقعی و فروپاشی نسخه‌های یک‌میلیونی‌اش، در نهایت وی را به نخستین وزیر مستعفی آن دولت تبدیل کرد؛ خروجی تلخی که نشان داد مدیریت اقتصادی یک کشور را نمی‌توان با جملات قصار و شعار‌های کلیک‌خور اداره کرد. با این حال، شگفت‌انگیز است که چنین کارنامه مردود و پرهزینه‌ای، به‌جای سکوت و پاسخگویی، بار دیگر در نقش مدعی ظاهر می‌شود و به دولت و نهاد‌های رسمی درس اقتصاد می‌دهد. پشت‌پرده یک ادعای سیاسی؛ جابه‌جایی متهم و شانه خالی کردن از مسئولیت

پشت این انکار‌های بی‌پروا، یک تاکتیک نخ‌نماشده سیاسی نهفته است؛ تسویه‌حساب‌های جناحی به قیمت تحریف رنج‌های مردم. اگر پذیرفته شود که تنش‌های منطقه‌ای، تحریم و محاصره اقتصادی، شوک‌های جبران‌ناپذیری به بازار ارز و قیمت کالا‌های اساسی وارد کرده‌اند، آن‌گاه تفکر حامی عبدالملکی باید بپذیرد که نسخه‌های عزلت‌گرایانه و شعار‌های ضدتوسعه‌ای آنها چه هزینه‌های سنگینی بر دوش مردم بار کرده است. اما اگر با یک مانور رسانه‌ای، اثر جنگ و محاصره «صفر» جلوه داده شود، تمام بار مشکلات به تصمیمات جاری دولت منتقل شده و بانیان وضعیت موجود از زیر بار پاسخ‌گویی شانه خالی می‌کنند.

این یک بازی دوبردی برای جریان‌های تندرو است؛ از یک‌سو ریشه اصلی تحریم‌ها و فشار‌های خارجی را نادیده می‌گیرند و از سوی دیگر، تنگ‌تر شدن دست مردم را بهانه‌ای برای حملات بیشتر سیاسی می‌سازند. اما سوال اصلی اینجاست که اگر فشار‌های بین‌المللی هیچ اثری در اقتصاد ندارند، چرا در دوران مدیریت همفکران همین آقایان، تورم به کانال‌های بی‌سابقه رسید و رکورد اختلال در صادرات نفت و عجز در تامین کالا‌های اساسی شکسته شد؟ هزینه جنگ فقط روی برچسب قیمت‌ها نیست

یکی از سطحی‌ترین خطا‌های تئوریسین‌های ساختگی، محدود کردن آثار جنگ به نرخ روزانه چند کالای مصرفی است. آسیب‌های اقتصادی ناشی از تنش‌های نظامی و محاصره، بسیار عمیق‌تر از قیمت‌های لحظه‌ای در بازار است. بر اساس مطالعات متعددی که بر روی اقتصاد‌های درگیر جنگ انجام شده، شوک‌های نظامی تا سال‌ها ریشه‌های رشد اقتصادی را می‌سوزانند، فرار سرمایه را تسریع می‌کنند، اعتماد فعالان بخش خصوصی را نابود می‌سازند و فرصت‌های تجاری و بین‌المللی را به صفر می‌رسانند. حتی پس از پایان درگیری‌ها، هزینه‌های پنهان جنگ در قالب رشد ازدست‌رفته و ناترازی‌های تعویق‌افتاده خود را نشان می‌دهند.

انکار اثر جنگ، یعنی نادیده گرفتن تعطیلی صنایع، جهش نرخ ریسک سرمایه‌گذاری و نابودی فرصت‌های شغل‌آفرینی. عبدالملکی و همفکرانش با تقلیل دادن این ابربحران‌ها به یک گزاره انکاری «یک درصدی»، در واقع عمق خسارت‌هایی که بر پیکر تولید ملی وارد شده را پنهان می‌کنند تا معادله ساده‌انگارانه خود را به افکار عمومی تحمیل کنند. بازی با اعصاب جامعه؛ مردم کدام روایت را باور می‌کنند؟

امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری از تحلیل‌های فضایی، آمارسازی‌های سفارشی و فرار از واقعیت خسته و بیزار است. مردم اثرات جنگ و محاصره اقتصادی را نه در لابلای توییت‌ها و سخنرانی‌های عبدالملکی، بلکه با تمام وجود در بازارها، در تعمیرگاه‌ها، در داروخانه‌ها و در سفره‌های روزمره خود لمس می‌کنند. آنها خیلی خوب می‌دانند که اقتصاد، نیازمند عقلانیت، تعامل با جهان و نگاه واقع‌بینانه است، نه نسخه‌های خیالی و ادعا‌های تند. وقتی روایت‌های رسمی کشور از زبان رئیس‌جمهور و بانک مرکزی، سخن از فشار مضاعف محاصره و جنگ می‌گوید، ادعای شاذ یک مسئول سابق مستعفی بیش از آن‌که یک تحلیل اقتصادی باشد، به یک طنز تلخ و موضع‌گیری جناحی شبیه است. مردم نیازمند پاسخ‌های صادقانه هستند؛ پاسخ‌هایی که هم سهم مشکلات ساختاری و سوءمدیریت‌های گذشته را شفاف کند و هم تاوان سنگینی که شوک‌های خارجی به معیشتشان تحمیل کرده را شجاعانه بپذیرد. وقت حسابرسی است، نه تئوری‌پردازی دوباره!

در نهایت، سخن گفتن از بی‌اثری کامل جنگ و محاصره اقتصادی، چیزی جز پاک کردن صورت‌مسئله و فرار از حقیقت نیست. حجت‌الله عبدالملکی و همفکران او، به‌جای صادر کردن گزاره‌های شاذ و خط‌ونشان کشیدن برای سیاست‌گذاران فعلی، باید بابت سال‌ها آزمایش و خطای نسخه‌های ویران‌گر خود به افکار عمومی پاسخ دهند. آنها باید بگویند فرمول‌های جادویی‌شان برای اشتغال و اداره بازار چه گرهی از کار مردم گشود که امروز دوباره در مقام مدعی‌العموم اقتصادی ظاهر شده‌اند؟

واقعیت روشن است که جنگ و تحریم، اقتصاد ایران را سکته داده‌اند و انکار آن از سوی آقای تئوریسین، تنها ثابت می‌کند که برخی چهره‌ها چقدر از نبض جامعه و واقعیت‌های عینی معیشت مردم فاصله دارند. وقت آن رسیده که بازار تحلیل‌های شعاری تعطیل شود و بانیان سیاهی این روزگار، مسئولیت عملکرد و اظهارات خود را بر عهده بگیرند.


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

قالیباف: ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمی‌آوریم

شست هم‌اندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی با دکتر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، روز گذشته(پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در سفارت جمهوری اسلامی ایران در بغداد برگزار شد.   دکتر قالیباف با اشاره به اهمیت کار فعالان بخش خصوصی خطاب به آنها، گفت: برخی مشکلات در حوزه بخش خصوصی در هر دو کشور نهادینه شده که به همین منظور با حضور شما در تهران جلسه دیگری به همراه مسئولان اتاق بازرگانی ایران برگزار خواهیم کرد تا مشکلات  را به صورت اولویت بندی شده و کاربردی برطرف کنیم.   عراق می‌تواند از نیروی کار هوشمند، کارآمد و مستعد ساکن مرزهای ایران بهره ببرد   رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به نمایندگان حاضر در هیأت پارلمانی همراه، گفت: اعضای هیأت همراه را نمایندگان عضو گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق و نمایندگان استان های هم‌مرز با این کشور تشکیل می دهند که به صورت تخصصی بر موضوعات عراق متمرکز بوده و مسائل را پیگیری و حل و فصل خواهند کرد.   وی با اشاره به نیروی کار هوشمند، کارآمد و با استعدادی که در شهرهای مرزی ایران زندگی می کنند، گفت: هر دو کشور می توانند از فرصت فنی و تخصصی آن‌ها بهره ببرند و به ویژه عراق به عنوان کشور دوست ما می تواند از این ظرفیت استفاده کند و برای این موضوعات باید نقشه راه درست و دقیق اقتصادی و تجاری میان دو کشور ایجاد شود.   دکتر قالیباف در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به رویکرد ایران در مقابل دشمن خارجی عنوان کرد: ما نه جنگ طلب بوده و  نه به دنبال جنگیم اما به عنوان مسلمان به یک اصل در امت اسلامی باور داریم و آن این است که اجازه نمی دهیم افرادی بیایند و عزت و شرف ما را لگدمال کنند و بروند. ما در این مسیر از مال و جان خود می گذریم، می‌ایستیم و از عزت و شرف خود دفاع می‌کنیم.   ما بیش از مدعیان صلح، قدر صلح را می‌دانیم   رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان با رد ادعاهایی که می گویند ما جنگ طلب هستیم، تصریح کرد: از قضا ما به ‌عنوان یک رزمنده، بیش از آن‌هایی که حرف از صلح می‌زنند، قدر صلح را می‌دانیم؛ یعنی کسی قدر صلح را می‌داند که جنگیده باشد. از سوی دیگر معتقدیم دیپلماسی وقتی ارزش دارد و پیش می‌رود که برای جنگ آماده باشیم و اگر آماده جنگ نباشیم در زمان استفاده از دیپلماسی هم کسی پاسخ ما را نمی‌دهد.   وی ادامه داد: هم مسیر ما مسیر درستی است و هم دین، قرآن، فرهنگ اهل‌بیت(ع)، منطق و انسانیت حکم می‌کند از شرف، عزت و وطن‌ خود دفاع کنیم.   ۷۵ درصد حمل‌ونقل دریایی جهان به عنوان یک ویژگی در اختیار جهان اسلام است   رئیس قوه مقننه در ادامه با بیان اینکه قریب به نیم قرن است ایران و عراق در شرایط «نه جنگ و نه صلح» و «هم جنگ و هم صلح» هستند و این شرایط به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است، گفت: مگر آدمی چقدر عمر می‌کند که ۵۰ سال آن در چنین شرایطی سپری شود؟! در این بین برخی شیطنت کرده و می‌گویند این شرایط را ما درست کرده ایم در حالی که این شرایط را دشمنی درست کرده که وقتی ظرفیت نیروی انسانی، منابع خدادادی و ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی ایران، عراق و کشورهای اسلامی که در منطقه وجود دارد را دید نسبت به آن طمع کرد.   دکتر قالیباف ادامه داد: به عنوان مثال جغرافیای تنگه هرمز، خلیج فارس، باب‌المندب و کانال سوئز در مدیترانه به گونه ای است که ۷۵ درصد حمل‌ونقل دریایی جهان که اساس آن دریایی است، در اختیار کشورهای مسلمان بوده و این یکی از ویژگی های جهان اسلام است.   دشمن برای چپاول منابع و مواد اولیه ما به منطقه آمده است   رئیس مجلس خطاب به فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی گفت: اگر به منابع و مواد اولیه کشورهای مسلمان دقت کنید، متوجه می شوید دشمنان ما برای چپاول آنها می‌آیند بنابراین باید در این شرایط برای تحریم‌های ظالمانه، برنامه‌ریزی کرده تا بتوانیم از آن عبور کنیم.   وی ادامه داد: درست است که امروز در سمت ریاست مجلس قرار دارم اما تمام وجودم امور اجرایی را درک می کند و جنبه فنی کار را می‌فهمم لذا مشکلات شما را نیز می دانم از جمله اینکه به‌راحتی می‌شود موضوع ضمانت‌نامه را برای خدمات مهندسی حل کرد.   باید با استفاده از ارزهای ملی برای مبادلات تجاری به دهان ارز آمریکایی زد   دکتر قالیباف با اشاره به اینکه امروز می‌شود مبادلات تجاری را با ارز ملی انجام داد و به دهان ارز آمریکایی زد، تصریح‌ کرد: دوران سیطره آمریکا بر دنیا گذشته است اما ما به آن توجه نداریم و به فرصت های به وجود آمده دقت نمی کنیم که اشکال کار ماست. ما فرزند زمانه خویش نشده ایم و هنوز تجارت را با همان شیوه ۵۰ سال پیش دنبال می کنیم.   رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان در ادامه با بیان اینکه تحت فشار اقتصادی قرار گرفتن، طبیعی است، گفت: آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها فهمیده اند در حوزه جنگ سخت نظامی از پس ایران و عراق بر نمی‌آیند از این رو وارد جنگ شناختی و جنگ اقتصادی شده اند و اکنون شما سربازان و فرماندهان این میدان هستید.   رئیس مجلس شورای اسلامی بیان کرد: ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمی آوریم.   امنیت و اقتصاد دو بال یکدیگر هستند   وی خطاب به حضار با بیان اینکه امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم هم و دو بال یکدیگر هستند، تأکید کرد: اقتصاد برای پرواز به پایه امنیت نیاز دارد و اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه هم نخواهد آمد لذا سرمایه‌گذاری حتماً نیازمند امنیت است. از سوی دیگر اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم، آن هم پایدار نخواهد بود.   دکتر قالیباف تأکید کرد: باید پذیرفت که روابط دوجانبه ایران و عراق می تواند در منطقه و بر کشورهای اسلامی به ویژه عربی اثر بگذارد که به آن نیاز داریم. ما باید قدر سابقه روابط تاریخی، تمدنی و جغرافیایی خود را بدانیم که این ارتباط وجود و عمق داشته و از هر جهت دارای ظرفیت است.   بخش خصوصی برخلاف بخش دولتی در حوزه اقتصاد با انگیزه و خلاق است   رئیس قوه مقننه در ادامه با بیان اینکه هرچقدر از فرصت های دریایی حوزه خلیج فارس استفاده کنیم به نفع ما خواهد بود، عنوان کرد: ما باید به سیاست های چین در این حوزه نگاه کنیم. مسیر ایران و عراق تا مدیترانه از کشورهای حوزه مقاومت می گذرد که بسیار حائز اهمیت است. این مسیر، قلب حوزه ژئوپولیتیکی ما بوده و از مؤلفه‌های بزرگ قدرت‌ و استقلال هستند. تمام این ظرفیت ها را خدا به ما داده که باید به آن توجه کنیم.   دکتر قالیباف در پایان اظهار کرد: فعالیت در بخش خصوصی و مردمی‌سازی اقتصاد، خلاقیت و انگیزه ای می‌خواهد که در بخش دولتی نیست.   لازم به ذکر است؛ محمدتقی نقدعلی رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و عراق، مهدی فلاح نایب رئیس و شهین جهانگیری عضو این گروه و همچنین سارا فلاحی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، رئیس قوه مقننه را در این سفر همراهی می کنند.    در ابتدای این نشست هشت نفر از فعالان و رؤسای اتحادیه‌های صنعتی و اقتصادی بخش خصوصی کشور عراق و ایران به بیان مسائل فعالان این حوزه از جمله مسائل بانکی، حقوقی و گمرکی بین دو کشور پرداختند و بر لزوم تأسیس و فعالیت شهرک‌های صنعتی مشترک بین دو کشور به‌ویژه در شهرهای مرزی ایران، حذف دلار از تبادلات تجاری بین دو کشور و جایگزینی دینار و تومان، همکاری بخش خصوصی دو کشور در بازسازی مناطق آسیب‌دیده از حمله دشمن آمریکایی-صهیونی و حمایت بیشتر دولت‌ها از تعاملات بخش خصوصی ایران و عراق با یکدیگر تاکید کردند.

 




 مرگ تلخ خواننده جوانرودی در واژگونی پژوپارس در محور روانسر–کامیاران + فلیم
۷ دقیقه قبل / سایت رکنا

مرگ تلخ خواننده جوانرودی در واژگونی پژوپارس در محور روانسر–کامیاران + فلیم

حوادث رکنا: واژگونی یک دستگاه خودروی پژوپارس در محور روانسر به کامیاران، یک کشته بر جای گذاشت.

 تحلیل زرین ذرت شاهرود؛ بهبود سودآوری با اهرم نرخ فروش
۲۲ دقیقه قبل / سایت صدای بورس

تحلیل زرین ذرت شاهرود؛ بهبود سودآوری با اهرم نرخ فروش

زرین ذرت شاهرود در سناریوی سال ۱۴۰۵، از منظر بنیادی ظرفیت مناسبی برای رشد سودآوری دارد.

 وزیر آمریکایی مدعی شد: تحریم‌های جدید برای «فروپاشی حکومت»
۴۳ دقیقه قبل / سایت دیدارنیوز

وزیر آمریکایی مدعی شد: تحریم‌های جدید برای «فروپاشی حکومت»

اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا ادعا کرد که تحریم‌های جدید ایالات متحده به «فروپاشی حکومت» ایران منجر خواهد شد.

 حرف‌های جنجالی شاکی پژمان جمشیدی پس از صدور حکم
۲۱ دقیقه قبل / سایت عصرایران

حرف‌های جنجالی شاکی پژمان جمشیدی پس از صدور حکم

پس از صدور حکم برای پژمان جمشیدی با شکایت ملیکا پارسادوست که این بازیگر از اتهام اصلی یعنی تجاوز تبرئه کرد و صرفاً ارتباط نامشروع را وارد دانست، پارسادوست در...

 قاب تاریخ| تبلیغ جالب تافت مو در جراید سال 1352
۵۶ دقیقه قبل / روزنامه هفت صبح

قاب تاریخ| تبلیغ جالب تافت مو در جراید سال 1352

عکس‌هایی از مشاهیر تاریخ معاصر ایران، شهرهای ایران، خودروهای نوستالژیک، عکس‌های فوتبالی و...

 کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند
۱۲ دقیقه قبل / سایت جهان صنعت نیوز

کپلر: تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده‌اند

«کپلر» اعلام کرد که طی روز گذشته تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده اند.